خرید بک لینک

همسرم میخواست مغازه بخره .

پول کم اورد .

اخرشم طلاهامو فروخت .

قرار بود نصفشو به نام من بزنه

که نزد :(

برچسب: نویسنده: مینا زارعی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:19

خیلیا, اعصاب, آدمو به هم میریزن,

ادم نه میتونه باهاشون بمونه نه میتونه

ترکشون کنه .

حتی ده دقیقه هم ببینیشون بازم

میرن رو اعصاب,ت .

برچسب: نویسنده: مینا زارعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:21

دچار وسواس, فکری شدم .

خیلی وقتا با خودم حرف میزنم :(

یکی ببینه فکر میکنه من....! :(

برچسب: نویسنده: مینا زارعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:21

پاییز, و هوای خنک و بارونی .

وااای چقدر منتظر این فصل بودم .

بهارو تابستون تموم نمیشد دچار افسردگی

شده بودم .

پاییز, و هوای عالیش حالمو خوب میکنه .

برچسب: نویسنده: مینا زارعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:21

چقدر مردم دیدم که واقعا نیاز به معجزه داشتن

تا مشکلاتشون حل بشه .

صلوات بفرستید براشون .

برچسب: نویسنده: مینا زارعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:21

نمیدونم چرا توی زندگیم احساس, خلاء میکنم .

نمیدونم با خودم چند چندم ...

برچسب: نویسنده: مینا زارعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:21

این روزای, پاییزی هم خونه نشین هستم .

جایی نیست که برم بیرون :(

برچسب: نویسنده: مینا زارعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:21

ستایش, کم بود حالا گیلوا ....

البته فیلم خوبیه .

ولی خیلی ناراحت کننده است و غم انگیزه .

فکر میکردم فیلم شاد و زندگی آموزی باشه .

نه فیلم مرگ وکشت و کشتار .

برچسب: نویسنده: مینا زارعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:21

یه ترخیص, سربازی, از فامیلای بابام دارم .یه جشن کوچیک در یک تالار .این فامیلای بابام از اون دسته ان که خیلی خیلی خودشون رو به چشم میکشن .مطمعنم الان با کلی قرض و قوله دارن برای خودشون لباس و ...تهیه میک

برچسب: نویسنده: مینا زارعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:21

بلاخره به جشن رفتم .همه خوشتیپ بودن .یه جشن مختلط.منم نشستم نگاه کردم .یعنی جشن عروسی که مردم میگیرن به پای این جشن نمیرسید .میوه و شیرینی و شام و کیک و شمع و فشفشه و انواع رقصها انجام دادن از رقص کرد

برچسب: نویسنده: مینا زارعی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:21

صفحه بندی